i m M e
به خاطر اين پست منو ببخش. دست خودم نيست، هميني هستم كه نوشتم.. آدم یه اشتباه رو چند بار میتونه تکرار کنه؟! پ.ن: یعنی من اشتباه کردم؟! یعنی ... اونم اینجا. دلم می خواد یه بارونی اینجا بباره گرد و خاک اینجارو بشوره. دلم می خواد اینجا نو بشه تمییز بشه . دلم می خواد تمام این حرف ها و نوشته ها پاک بشن، برن. واقعا برن. نه اینکه دوباره از نو یه ویرایش بخورن و برگردن. چقد دلت می خواد بزنی زیرگوشم؟ً خیلی؟! بهت حق میدم. اما فقط تو و تو. اما بقیه رو من باید بزنم زیرگوششون. آها ، از یاهوو متنفرم! میلمو نمیتونم چک کنم. "آقا حتما لازمه که دارم اینجا میگم!" کلا از این سیستم متنفرم. تا حالا شده یکی بهت بگه "خدا داره امتحانت میکنه"؟! از این جمله متنفرم. دوست! اینو که شنیدی؟! البته فقط شنیدینا! فقط آقا جون از هرچی که تو این دنیاس ولی من نمی تونم ازش استفاده کنم بدم میاد! خودخواهم؟ آره من خودخواهم. وقتی هستی... احساست میکنم ...جلوی چشامی ... ولی هیچ کاری نمی تونم بکنم ... تو بگو چجوری "صبر" کنم آسمون که همون آسمونه خورشید هم هنوز سرجاش وایساده! باز دوباره هوا کم کم تاریک میشه .. بازم مثه قبل خورشید جاشو به ماه میده ... همه چی مثه همیشه س! فقط دیگه تو نیستی. هیچ تغییر دیگه ی نیست. حتی اگه دیگه هیچ منحنی هم نباشه .. بازم همینه! همیشه همین بوده! "چه باشی، چه نباشم!" پ.ن: تو نیستی چون من هستم! پ.پ.ن: تو: همون من! چقدر بده که به دل و چشمت عادت بدی که فقط توهمات رو قبول
کنه .. چقدر سخته که بعد بخوای برای خودت توضیح بدی که واقعیت چیز
دیگه ای! و تو سرتاسر عمرت فقط دنبال توهمات بودی ...! چقدر بده ... ما
پذیرای تقدیم نشده هایم به یاری توهم!
اوني كه مي گفتي باهاش كامل ميشي،
اوني كه مي گفتي باهاش به آرامش مي رسي،
اون ستاره اي كه مي گفتي واسه داشتنش به همه ي دنيا مي نازي،
حالا داره زير تيغ نرسيدن خرد ميشه ...
نه به اين خاطر كه به عشقش نرسيد ... به خاطر اينكه عشقش تنها موند و نتونست كاري بكنه ..
حالا هر شب فصل چشماش بهاره ...
نه به اين خاطر كه به عشقش نرسيد... به خاطر اينكه نتونست تنها آرزوي عشقشو برآورده كنه ..
حالا سرد و خاموش حسرت يه بار ديگه گرماي دستاتو مي خوره ...
به اين خاطر كه به عشقش نرسيد ... به اين خاطر كه به عشقش نرسيد ..
| Design By : Night Skin |


